تو گفتی عاشقی بسه دنیا برام یه قفسه
گفتی که عشق یه عادته دلم پر از شکایته
گفتی می خوای بری سفر خیره شدن چشام به در
من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو
من می شینم به پای تو فقط به خاطر تو
به من تو گفتی دیوونه
فقط به خاطر من حرفت به یادم می مونه
فقط به خاطر تو از خوبیات کم میکنی
قلبم رو پر پر می کنی
گفتی که از سنگه دلت از من و دل تنگه دلت
از خوبیات کم میکنی قلبم رو پر پر می کنی
![]()
![]()
![]()
![]()
من میگم چشمات قشنگه تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم دلم اسیره تو میگی که خیلی دیره![]()
من میگم چشمات و وکن تو میگی من و رها کن![]()
من میگم قلبم رو نشکن تو میگی من می شکنم من ؟![]()
من میگم دلم رو بردی تو میگی به من سپردی ؟![]()
من میگم دلم شکسته است تو میگی خوب میشه خسته است![]()
من میگم بمون همیشه تو میگی ببین نمی شه![]()
ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی
رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی
ای که بی تو تک و تنهام توی غربت سردی
میدونم بر نمیگردی شدی همرنگ دورنگی
همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود
چرا فکر کردی به جز من یکی دیگه لایقت بود
راستی و ازم گرفتی اون نگاه آشناتو
واسه من بردی گذاشتی التهاب لحظه هاتو
حالا من تنها نشستم با نوای بی نوائی
چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفائی
![]()
وقتی رفتی همه چی رفت![]()
![]()
همه ی دلبستگی رفت![]()
![]()
شب و روز من یکی شد![]()
![]()
حتی حس زندگی رفت![]()
![]()
دیگه بی تو مرده بودم![]()
![]()
حرف مردم شده بودم![]()
![]()
توی آغوش نبودت![]()
![]()
تو خودم گم شده بودم![]()
![]()
وقتی رفتی تازه فهمیدم کی بودی![]()
![]()
برای من تپش زندگی بودی![]()
![]()
وقتی رفتی دیگه اون پنچره خوابید![]()
![]()
وقتی رفتی![]()
آره! رفتی![]()
وقتی رفتی![]()
![]()
از تو مونده یادگاری![]()
![]()
واسه ی من بی قراری![]()
![]()
خنده رو لبامه اما![]()
![]()
از دلم خبر نداری![]()
![]()
نه تو بودی نه ترانه![]()
![]()
نه یه حرف عاشقانه![]()
![]()
من مگه از تو چی خواستم![]()
![]()
فقط و فقط بهانه![]()
زندگی دفتری از خاطره هاست ... یک نفر دردل شب یک نفر دردل خاک
یک نفرهمدم خوشبختی هاست ... یک نفر همسفر سختیها ست
چشم تا باز کنی عمرمان میگذرد .... ما همه مسافریم

آن کس که می گفت دوسم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت
صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم
می گوید: دوستت دارم
روزها را به انتظارت به کنار دریا می رفتم ، دریا را سکوت را آری تنهایی را دوست داشتم
دریا عشق همیشه جاویدم بود . آنقدر به آب چشم دوخته بودم که چشهایم پرا از مروارید دریا
میشد هنگامیکه صدای موتور قایقی را میشنیدم آن هنگام بود که یاد تو تمام وجودم را فرا
میگرفت چو بی برداشته واسم تو را بر شنهای ساحل می نوشتم که ساحل تنها ورقی است
که خاطراتم را با خود می برد آیا می شود روزی می شود که تو دوباره از آنطرف بر گردی و
همدم تنهایی من باشی
انتظار بدتر از مرگ

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم يادمان باشد ، سر سجاده عشق جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم
اگر دلت را شکستم به عمد نبود. دلم شکستن دلی را بلد نبود. نه عاشق بودم نه رسمش را میدانستم. من فقط تورا دیده بودم تورا میخواستم. دل ساده من خبرنداشت نمیتوانی مال من شوی. توراشناخته نشناخته باورت کردم .در قلبم تو را خانه دادم این را در هر کاغذ و برگ و نامه ای هزار بار نوشتم. میدانم هنوز چشمانت آخرین نوشته های مرا نخوانده است. از تو هیچ نخواستم آغوش خیالیت هر آنچه میخواستم به من میداد. صبح فردا به انتظارم تا با طلوع خورشید دوباره پیش من برگردی. خدارا چه دیدی؟